بازرسی مخازن تحت فشار با استفاده از التراسونیک به روش Phased Array

 بازرسی مخازن تحت فشار با استفاده از التراسونیک به روش Phased Array

 

تکنولوژي Phased Array ارائه دهنده یک مزیت تکنیکی در بازرسی جوش در مقایسه با روش قدیمی اولتراسونیک است .پرتو صوتی در Phased Array توانائی راهنمائی شدن ،اسکن کردن ،پیچ خوردن و متمرکز شدن را بصورت الکترونیکی دارد .توانایی راهنمائی شدن پرتو ،زاویه هاي پرتوهاي انتخابی را بگونه اي هدایت می کند که در حین حرکت بصوت عمود به بعضی عیوب قابل پیش بینی برخورد کرده و آنها را نمایان سازد که این امر خصوصاً در مورد LOF قابل بیان است.

اسکن الکترونیکی(Liner یا در حالت خطی ) این قابلیت را دارد که به سرعت جوش ها را پوشش دهد . اسکن زاویه اي ( که معمولاً بصورت Sectional یا Azimuthally بیان می گردد ) این توانائی را دارد که یک نقشه کلی از جوش ها تحت زاویه مناسب بدست دهد تا اکثر عیوب احتمالی در آن دیده شود . تمرکز الکترونیکی (  Electronic Focusing ) این  قابلیت را ایجاد می کند که شکل و اندازه عیوب در محلهایئی که انتظار داریم را نمایش بدهد . در ه رحال تکنیکPhased Array قابلیت عیب یابی را در حداقل زمان ممکن را دارد . 

مقدمه :

انواع مختلفی از مخازن تحت فشار در صنایع مختلفی از جمله پتروشیمی ، صنایع دفاعی ، نفت و گاز ، انرژي اتمی و صنایع
عمومی استفاده می شوند . این مخازن معمولاً از ورق هاي فولادي ( معمولاً فولادهاي فریتی ) که بهم جوش خورده اند
ساخته می شوند . اما متاسفانه جوشکاري همواره با ایجاد عیب می باشد که تعمییرات و در بعضی مواقع خرابی کامل آن باعث
هدر رفتن زمان می شود که بسیاري از تخریب ها نیز ناگهانی ایجاد می شوند . معمولاً جهت بازرسی عیوب جوش از استاندارد  ASME  استفاده می شود . براي این منظور از ASME Sec.5 استفاده می شود که بخش 4و 5 آن ( 4,5  Article ) براي بازرسی جوش مخازن تحت فشار .

چرا التراسونیک:

رادیو گرافی مدتها به عنوان اصلی ترین پروسه بازرسی مخازن تحت فشار به حساب می آمد . اما رادیوگرافی داراي معایب
معین و فراوانی است : بسیار خطرناك است ، کارکنان هنگام انجام آن نباید در محل حضور داشته باشند ،مخزن جهت آزمایش
باید به محلی بی خطر حمل بشود ،رادیوگرافی در حین انجام پروسه تولید را به تاخیر می اندازد و مرحله پروسس و تفسیر آن نیز زمان بر است ، رادیوگرافی فقط زمانی توانائی اندازه گیري نمایش عیوبی مانند ترك ویا LOF را دارد که در راستاي مناسبی قرار گرفته باشد ، رادیو گرافی توانایی اندازه گیري عمیق عیب را ندارد که تحت این شرایط توانائی ارزیابی هاي بحرانی
خصوصاً جهت " مکانیک شکست " از بین می رود ، هر قطعه اي ( با توجه به بسیاري شرایط مثلاً عدم توانائی رادیوگرافی کرد
اسکلت فلزي ساختمانها در شهر )قابلیت رادیوگرافی ندارد ، قیمت بالاي تجهیزات و زمان بالاي تابش هم جزوء محدودیت هاي  RT می باشد  . اما در مقایسه با رادیو گرافی ،اولتراسونیک کاملاً بی خطر است ، قابل اجرا در سایت می باشد ، قابل انجام دادن پس از سرد شدن جوش می باشد ، تاخیر در تولید به حداقل زمان ممکن می رسد و قابلیت نمایش دادن میزان عمیق و ارتفاع
عیوب بطور دقیق را دارد . از زمانی که صنایع هسته اي در دو دهه گذشته شروع بکار کردند و اولتراسونیک اتوماتیک را توسعه دادند ، به تجربه اپراتور وابسته بود ، اولتراسونیک مکانیزه و یا اتوماتیک (AUT) گاهی اوقات در دسترس بود اما باز هم سرعت تست پایین بود و قیمت تمام شده نیز بسیار بالا بود و توانائی استفاده هر روزه را سلب می کرد . اما با گذشت زمان سرعت بالا رفت و هزینه ها کاهش یافت ، عموماً AUT ثایت کرده است که نسبت به VT معمولی کاملاً تکرار پذیر است . روش هائی مانند TOFD نیز جهت تحلیل در مورد مکانیک شکست کاملاً دقیق هستند و مورد استفاده قرار می گیرند . امروزه ، التراسونیک به روش Phased Array بصورتي كاملا اجرائي و تجاري درآمده است و جهت تست مخازن تحت فشار مورد استفاده قرار مي گيرد كه باعث بالا رفتن راندمان كار نیز شده است . تكنیك Phased Array بخاطر مزایایي كه دارد نفوذ خوبي در بازار داشته و در كلیدي ترین كاربردها مورداستفاده قرار مي گيرد اما تنها مشكل آن عدم آشنائي اپراتورها میباشد كه باید آموزش ببینند . البته هزینه این روش نیز به نسبت بالاست اما در حال كاهش یافتن است ، با این همه از بسیاري از جهات از RT هزینه كمتري دراد .  

 

استاندارد  PAUT , ASME :

معمولاً ASME Sec.V جهت UT معمولی بکار می رود اما بخش هائی از آن نیز به AUT اختصاص دارد . به عنوان مثال Article 4 Appendix E - 410  به تکنیک ها تصویر سازي کامپیوتري ارجاع داده است همچنین Article 4 به بیان جزئیاتی از مکانیزمهاي ثبت اطلاعات و اسکن کردن می پردازد که شامل توضیحاتی در مورد رویه هاي اجرائی نیز هست . به عنوان مثال ASME Sec.V استفاده از تکنییکهاي مختلف رسم DAC طراحی بلوکهاي کالیبراسیون را مجاز شمرده است . در حقیقت ASME Sec.V Article 4 Appendix E 474 اشاره کرده سایر تکنیک ها نیز قابل استفاده هستند در همین حال  Sec.V Article 1 T -110 مشخصنموده که روش هاي جایگزین حتماً باید برابر یا بهتر از تکنیک هاي مندرج در استاندارد باشند و یک بازرس تائید شده باید رویه هاي اجرائی ( و اسناد ) را مرود تائید قرار بدهد . آزمونهاي UT که انجام می شوند باید تحت استاندارد ASME Pressure Vessel and Power Piping انجام شوند بخش هاي یک ، سه ، هشت و یازده در مورد خطوط لوله است که نیازمندیهاي B31.3 - B31.1 را بیان می کند .  

این بازرسی ها معمولاًبیانگر ( Raster Scanning ) در مد پالس – اکو می باشد که از دو زاویه مناسب با تغیرات 0 درجه نسبت بهم استفاده می شود تا پوشش کاملاً مناسبی بدهد . 

استاندارد ASME بخش 2235 : 

امروزه استاندارد ASME کدهائی را منتشر کرده که استفاده از روش  Non amplitude  - Computer recorded  را مجاز شمرده که در واقع همان روش  TOFD

(Time of Flight Diffraction) است 

Cod Case 2235 بعنوان گزینه جایگزین تست رادیوگرافی است که در Fitness for Service مورد استفاده قرار می گیرد. البته این Code Case نیزاعلام می دارد که حداقل 3 عدد Reference Reflector جهت اجرا نیازمند است. 

 

اصول تست التراسونیک پیشرفته Phased Array Ultrasonic Testing (PAUT)

اصول تست التراسونیک پیشرفته Phased Array Ultrasonic Testing (PAUT) ، مزایا و محدودیت ها

ﻣﻘﺪﻣﻪ

ﺗﺴﺖ ﻫﺎﻱ ﻏﻴﺮ ﻣﺨﺮﺏ NDTﺍﺯ ﺭﻭﺷﻬﺎﻱ ﻣﺮﺳﻮﻡ ﻭ ﻗﺪﻳﻤﻲ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﻓﻨﻲ ﻃﻲ ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺻـﻨﻌﺖ ﺑـﺎ ﮔﺬﺷـﺖ ﺯﻣـﺎﻥ ﺑـﺎ ﭘﻴﺸﺮﻓﺖ ﻫﺎﻱ ﺑﺴﻴﺎﺭﻱ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.ﺍﻳﻦ آزمونها ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻧﺠﻤﻦ آزمونهای ﻏﻴﺮ ﻣﺨﺮﺏ ﺁﻣﺮﻳﻜـﺎﺑـﻪ ﻳـﺎﺯﺩﻩ ﺭﻭﺵ ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺷﺪﻩﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻬﻤﺘﺮﻳﻦ ﻭ ﻣﻌﻤﻮﻝﺗﺮﻳﻦ ﺁﻧﻬﺎ ﻋﺒﺎﺭﺗﻨﺪ ﺍﺯ: ۱. ﺗﺴﺖ ﺍﻟﺘﺮﺍﺳﻮﻧﻴﻚ ۲. ﺗﺴﺖ ﺭﺍﺩﻳﻮﮔﺮﺍﻓﻲ ﺻﻨﻌﺘﻲ3. ﺗﺴﺖ ﺟﺮﻳﺎﻥ ﮔﺮﺩﺍﺑﻲ ۴. ﺗﺴﺖ ﻣﺎﻳﻌﺎﺕ ﻧﺎﻓﺬ ۵. ﺗﺴﺖ ﺫﺭﺍﺕ مغناطیسی

تاریخچه

ﺗﺴﺖ ﺍﻟﺘﺮﺍﺳﻮﻧﻴﻚ ﺍﺯ ﺳﺎﻝ۱۹۴۹ﻭﺍﺭﺩ ﺻﻨﻌﺖ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ ﻭ ﻃﻲ ﺳﺎﻟﻴﺎﻥ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮﺍﺕ ﮔـﺴﺘﺮﺩﻩ ﺍﻳـﻲ ﺩﺍﺷـﺘﻪ ﺍﺳـﺖ. ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﻤﻠـﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺗﺒﺪﻳﻞ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﻱ ﻋﻴﺐ ﻳﺎﺏ ﺍﻟﺘﺮﺍﺳﻮﻧﻴﻚ ﺁﻧﺎﻟﻮﮒ ﺑﻪ ﺩﻳﺠﻴﺘﺎﻝ طی ۲۵ ﺳﺎﻝ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ. ﺟﺪﻳﺪﺗﺮﻳﻦ ﺗﻜﻨﻮﻟﻮﮊﻱ ﻋﺮﺻـﻪ ﺍﻟﺘﺮﺍﺳﻮﻧﻴﻚ، ﺳﻴﺴﺘﻢﺍﻟﺘﺮﺍﺳـﻮﻧﻴﻚPhased Array ﻣـﻲ ﺑﺎﺷـﺪ. ﺍﻳـﻦ ﺗﻜﻨﻮﻟـﻮﮊﻱ ﺩﺭ ﺳـﺎﻝ۱۹۹۲ ﻭﺍﺭﺩ ﺻـﻨﻌﺖ ﺑﺎﺯﺭﺳـﻲ ﻭ ﺗـﺴﺖ ﻫـﺎﻱﻏﻴﺮ ﻣﺨﺮﺏ (NDT) ﻳﺎ (NDI) ﮔﺮﺩﻳﺪ.

ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻬﺎﻱ ﺍﻭﻟﻴﻪ ﺩﺭ ﺣﺠﻢ، ﻭﺯﻥ ﻭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﺁﺯﻣﺎﻳﺸﮕﺎﻫﻲ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺑﻪ ﻃﻮﺭﻱ ﻛﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺗﺠﻬﻴﺰﺍﺕ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻛﺎﺭﮔﺎﻫﻲ ﻭ عملیاتی ﻣﻴﺴﺮ ﻧﺒﻮﺩ. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻫﻲ ﻗﺎﺑﻞ ﺣﻤﻞ ﻛﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﺩﺭ ﺷﺮﺍﻳﻂ ﻛﺎﺭﮔﺎﻫﻲ ﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺁﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻧﻤﺎﻳﺪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺷﺪ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﺭﺍﺳﺘﺎ ﺍﻭﻟﻴﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ ﭘﺮﺗﺎﺑـﻞPhased Array ﺟﻬـﺎﻥ ﺩﺭ ﺳـﺎﻝ ۲۰۰۲ ﺑﺎ۳۲ ﻛﺎﻧﺎﻝ ﻓﺮﺳﺘﺪﻩ ﻭ ﮔﻴﺮﻧﺪﻩ ﺑﺎ ﻧﺎﻡX-32 ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺮﻛﺖ Harfang ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪ ﻛﻪ ﻫﻢ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﻛﻢ ﺣﺠﻢ ﺗـﺮﻳﻦ ﻭ ﺳـﺒﻚ ﺗـﺮﻳﻦ ﺩﺳﺘﮕﺎﻩ Phased Array ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﻥ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ

کاربرد عمده آزمایش آلتراسونیک

  • روشی جهت آشکارسازی عیوب و ناپیوستگی های سطحی و زیرسطحی ، دارای حساسیت بالا در تشخیص ناپیوستگی های صفحه ای مانند تورق، ترک، ذوب ناقص و ...
  • ضخامت سنجی قطعات وتست خوردگی

تعریف التراسونیک Phased Array

ﻣﻔﻬﻤﻮﻡ Phased Array ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﭘﺎﻟﺲ ﻫﺎﻱ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎ ﻓﺎﺯﻫﺎﻱ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ، ﺑﻪ ﭘﻴﺰﻭ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻚ ﻫﺎﻱ ﻳﻚ ﭘﺮﺍﺏ ﭼﻨـﺪ ﺍﻟﻤﺎﻧﻪ. ﺑﺮﺍﻱ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪﻥ ﻣﻮﺿﻮﻉ ﺗﺼﻮﺭ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻫﺮ ﻳﻚ ﺍﺯ ﭘﻴﺰﻭﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻚﻫﺎﻱ ﻣﻮﺟﻮﺩ ﺩﺭ ﭘﺮﺍﺏ ﻫﺎﻱ ﺗﻚ ﻛﺮﻳﺴﺘﺎﻝ ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺯﻳﺎﺩﻱ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﺗﻘـﺴﻴﻢ ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ ﻋﺮﺽ ﭘﻴﺰﻭ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻚ ﻫﺎﻱ ﺟﺪﻳﺪ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﻛﻮﭼﻜﺘﺮ ﺍﺯ ﻃﻮﻝ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺎﺷﺪ .

 

 

ﺑﺎ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﭘﺎﻟﺲ ﻫﺎﻱ ﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻜﻲ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﻴﺮ ﻓﺎﺯﻱ ﻣﺤﺎﺳﺒﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﻱ ﺍﻳﻦ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻫﺎ، ﺍﻳﻦ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣـﻲ ﺷـﻮﺩ ﻛـﻪ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺍﻟﺘﺮﺍﺳﻮﻧﻴﻚ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ ﺑﺎ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻫﺪﺍﻳﺖ ﻣﻮﺝ ﻭ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﻱ ﺻﻮﺗﻲ ﻧﻈﻴﺮ ﺯﺍﻭﻳﻪ، ﻓﺎﺻﻠﻪ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ، ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﻘﻄﻪ ﻛـﺎﻧﻮﻧﻲ ﻭ ... ﺗﻮﻟﻴـﺪ ﺷﻮﺩ. ﺑﻪ ﻣﺠﻤﻮﻋﻪ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﻣﺮﺗﺒﻂ ﺑﺎ ﺗﺎﺧﻴﺮﻫﺎﻱ ﻓﺎﺯﻱ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺗﺎﺧﻴﺮ ﻳﺎ Delay Law ﮔﻔﺘـﻪ ﻣـﻲ ﺷـﻮﺩ. ﺍﻳـﻦ ﻗـﻮﺍﻧﻴﻦ ﺑـﻪ ﻧـﻮﻉ ﻣـﻮﺝ، ﺯﺍﻭﻳـﻪ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ، ﻋﻤﻖ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ، ﻃﻮﻝ ﻭ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﻓﻌﺎﻝ ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﺍﺯ ﻣﺰﺍﻳﺎﻱ ﻣﻬﻢ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﭘﺎﺭﺍﻣﺘﺮﻫﺎﻱ ﺻﻮﺗﻲ ﻭ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺍﻟﺘﺮﺍﺳﻮﻧﻴﻚ ﻣﺘﻤﺮﻛﺰ، ﺗﺸﺨﻴﺺ ﺗﺮﻙ ﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﺳﺘﺎﻱ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘـﺮﺍﺏ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ (Miss oriented)ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ . ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻲ ﻛﻪ ﭘﺮﺍﺏ ﻫﺎﻱ ﺗﻚ ﻛﺮﻳﺴﺘﺎﻝ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺑﺎ ﻣﺤﺪﻭﺩﻳﺖ ﺩﺭ ﺣﺮﻛﺖ ﻭ ﺯ ﺍﻭﻳﻪ، ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺗـﺸﺨﻴﺺ ﭼﻨﻴﻦ ﺗﺮﻙ ﻫﺎﻳﻲ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.

 

 

آشنایی با روش تست PAUT

در اینجا این روش همچون روش معمول التراسونيك از امواج فراصوتي جهت تشخيص و بررسي عيوب استفاده مي شود با اين تفاوت كه در این روش از پرابهاي چند المانه جايگزين پرابهاي تك المانه گرديده و استفاده از اسكن الكترونيكي جايگزين اسكن مكانيكي مي شود .که منجربه كاهش زمان بازرسي و ثبت محدوده تست می گردد.

به چند پیزو الکتریک چیده شده با الگویی خاص در یک محفظه را آرایه یا ARRAY گویند که به 3 حالت عمده خطی(LINEAR) ماتریسی(MATRIX) یا حلقه ای (ANNULAR) شکل می باشد. المانهای چیده شده معمولا کوچک و مسطح می باشند.

 

 

انواع اسکنها

اسکن الکترونیکی ELECTRONIC SCANNING

حرکت دادن یک موج صوتی در راستای چیدمان المانها بدون حرکت مکانیکی پراب

اسکن برشی SECTORIAL SCANNING

دسته امواج با تغییر در قوانین نقطه کانونی و زمان تاخیر در یک بازه زاویه ای و المانها بدون تغییر می مانند

اسکن خطی LINEAR SCANNING

امواج در یک زاویه منتشر شده و المان ها بدون تغییر می مانند.

ﺳﻪ ﺍﻟﮕﻮﻱ ﺍﺻﻠﻲ ﻛﻨﺘﺮﻝ ﻛﺎﻣﭙﻴﻮﺗﺮﻱ ﺩﺳﺘﻪ ﭘﺮﺗﻮﻫﺎ ﺩﺭ ﺭﻭﺵ Phased Array ﺑﻪ ﺷﺮﺡ ﺫﻳﻞ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﻨﺪ:

  • ﺍﺳﻜﻦ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻜﻲ Electronic Scanning
  • ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺩﻳﻨﺎﻣﻴﻜﻲ ﻋﻤﻖ Electronic Focusing / Dynamic Depth Focusing
  • ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻜﻲ Electronic Steering

ﺍﻟﻒ)ﺍﺳﻜﻦ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻜﻲ Electronic Scanning)): ﺍﻳﻦ ﺍﻟﮕﻮ، ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﭘﺮﺍﺏ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻩ ﻫﺎﻱ ﻣﺸﺨـﺼﻲ ﺗﻘـﺴﻴﻢ ﺷـﺪﻩ ﻭ ﻫـﺮ ﮔـﺮﻭﻩ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻣﺴﺘﻘﻞ ﺗﺤﺮﻳﻚ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﺜﺎﻝ ﺩﺭ ﻳﻚ ﭘﺮﺍﺏ۱۲۸ ﺍﻟﻤﺎﻧﻪ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ۱۶ ﭘﻴﺰﻭﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻚ ﺭﺍ ﺑﺼﻮﺭﺕ ﻫﻤﺰﻣـﺎﻥ ﺑـﺎ ﻳـﻚ ﺗـﺎﺧﻴﺮ ﻣﺸﺨﺺ ﺗﺤﺮﻳﻚ نمود. ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺳﻜﻦ ﺩﺭ ﻳﻚ ﺯﺍﻭﻳﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﻭ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﭘﺮﺍﺏ ﺻﻮﺭﺕ ﻣـﻲ ﮔﻴـﺮﺩ. ﺍﻳـﻦ ﺗﻜﻨﻴـﻚ ﺟـﺎﻳﮕﺰﻳﻦ ﺑـﺴﻴﺎﺭ ﻣﻨﺎﺳﺒﻲ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﭘﺮﺍﺏ ﻫﺎﻱ ﺗﻚ ﻛﺮﻳﺴﺘﺎﻟﻪ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺍﺯ ﻣﺰﺍﻳﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻣﻲ ﺗـﻮﺍﻥ ﺑـﻪ ﺍﻓـﺰﺍﻳﺶ ﺳـﺮﻋﺖ ﺑﺎﺯﺭﺳـﻲ ﺩﺭ ﺗﺴﺖ ﺧﻮﺭﺩﮔﻲ، ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﻋﺮﺿﻲ ﻭ ﻋﺪﻡ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ.

 

 

ﺏ)ﺗﻤﺮﻛﺰ ﺩﻳﻨﺎﻣﻴﻜﻲ ﻋﻤﻖ ((Electronic Focusing / Dynamic Depth Focusing:ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺗﺎﺧﻴﺮ ﻣﺘﻘـﺎﺭﻥ ﺑـﻪ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﭘﺮﺍﺏ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺻﻮﺗﻲ ﺩﺭ ﻋﻤﻖ ﻫﺎﻱ ﻛﺎﻧﻮﻧﻲ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﻣﻲ ﺷﻮﻧﺪ. با ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺩﻳﮕﺮ ﻧﻴﺎﺯﻱ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﭘﺮﺍﺏ ﻫﺎﻱ ﺗﻚ ﻛﺮﻳﺴﺘﺎﻝ ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻧﻴﺴﺖ.

 

 

 

ﺝ) ﻫﺪﺍﻳﺖ ﺍﻟﻜﺘﺮﻭﻧﻴﻜﻲ Electronic Steering)): ﺑﺎ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﻗﻮﺍﻧﻴﻦ ﺗﺎﺧﻴﺮ ﺑﻪ ﺍﻟﻤﺎﻥ ﻫﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﭘﺮﺍﺏ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺭﺍ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﻛﺮﺩ ﺑﻪ ﻋﺒﺎﺭﺗﻲ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﻣﻮﺍﺝ ﺻﻮﺗﻲ ﺑﺎ ﺯﻭﺍﻳـﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠـﻒ ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﭘﺮﺍﺏ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﻣﻲ ﺷﻮﺩﺍﺯ ﻣﺰﺍﻳﺎﻱ ﺍﻳﻦ ﺗﻜﻨﻴﻚ ﻣﻲ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﺩﺭ ﺯﻭﺍﻳﺎﻱ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺗﻮﺳﻂ ﻳﻚ ﭘﺮﺍﺏ، ﻋﺪﻡ ﻧﻴﺎﺯ ﺑﻪ ﺣﺮﻛـﺖ ﺯﻳـﮓ ﺯﺍﮒ ﭘـﺮﺍﺏ ﻭ ﺑﺎﺯﺭﺳـﻲ ﺳـﺮﻳﻊ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺎ ﺷﻜﻞ ﻫﻨﺪﺳﻲ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﻛﺮﺩ.

 

Top View یک نمای دو بعدیباشد از اطلاعات ذخیره شده فراصوتی که محور عرض قطعه و محور طول را نمایش می دهد.

Side View یک نمای دو بعدی می باشد از اطلاعات ذخیره شده فراصوتی که محور عرض قطعه و محور عمق را نمایش می دهد.

End View یک نمای دو بعدی می باشد از اطلاعات ذخیره شده فراصوتی که محور طول قطعه و محور عمق قطعه را نمایش می دهد

 

ﺑﺮﺍﻱ ﺳﺎﺧﺖ ﭘﺮﺍﺏ ﻫﺎﻱ Phased Array ﺍﺯ Piezo composite ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ. ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺍﺩ ﺍﺯ ﻣﻴﻠﻪ ﻫﺎﻱ ﻧﺎﺯﻙ ﺳﺮﺍﻣﻴﻜﻲ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺩﺭﻭﻥ ﻣﻮﺍﺩ ﭘﻠﻴﻤﺮﻱ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺭﺯﻳﻦ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﺳﺎﺧﺘﻪﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺧـﻮﺍﺹ ﺍﻳـﻦ ﻣـﻮﺍﺩ ﺑـﻪ ﺧـﻮﺍﺹ ﺳـﺮﺍﻣﻴﻚ، ﭘﻠﻴﻤـﺮ ﻭ ﺳـﺎﺧﺘﺎﺭ ﻣﻴﻜﺮﻭﺳـﻜﻮﭘﻲ Piezo composite ﺑﺴﺘﮕﻲ ﺩﺍﺭﺩ. ﻣﺎﺩﻩ ﭘﻠﻴﻤﺮﻱ ﻳﺎ ﺭﺯﻳﻦ ﺑﻴﻦ ﭘﻴﺰﻭﺍﻟﻜﺘﺮﻳﻚ ﻫﺎ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻳﻚ ﻣﻴﺮﺍﻛﻨﻨـﺪﻩ ﻋﻤـﻞ ﻧﻤـﻮﺩﻩ ﻭ ﻣـﺪﺕ ﺍﺳـﺘﻤﺮﺍﺭ ﭘﺎﻟﺲ ﺭﺍ ﻛﺎﻫﺶ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﺑﻬﺒﻮﺩ ﻗﺪﺭﺕ ﺗﻔﻜﻴﻚ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

 

 

روشهای Phased Array

فاصله پیموده شده توسط پراب ثبت و ضبط می شود تا در زمان بررسی تست انجام شده با دانستن نقطه آغاز تست مانند پرتونگاری مکان دقیق عیوب احتمالی را مشخص کرد.همچنین کلیه فایلها بطور جداگانه نامگذاری و قابل ردیابی میباشد.

 

 

پراب در یک یا دو محور و در فاصله ای مناسب از نظر پوشش حرکت و اطلاعات امواج صوتی ثبت می شود.

در این روش پس از انجام تنظیمات و مسافت حرکت اسکن توسط تجهیزات اسکن اتومات و بدون دخالت اپراتور انجام میگردد .یکی از مهمترین کاربردها بازرسی خوردگی و پایش بدنه لوله ها و مخازن میباشد

در این روش پراب ها و انکودر با فواصل متناسب قطعه مورد تست در یک خط مستقیم و در فاصله ای مناسب از نظر پوشش حجم جوش بر روی یک اسکنر قرار گرفته و با حرکت اسکنر توسط نیروی محرکه اپراتور اطلاعات امواج صوتی بر مبنای زمان سپری شده ثبت میشود و مناسب روشهای PA , TOFD میباشد

Manual Scanning

در این روش پراب به وسیله دست به قطعه چسبیده و حرکت داده شده و در صورت نیاز تصویر یک نقطه از جوش ثبت میشود.

کاربرد ها

  • تست جوش
    • تست جوش در مقاطع ضخیم
    • تست جوش لوله ها
    • تست جوش مخازن
  • خوردگی
    • خوردگی سنجی مخازن و خطوط لوله
  • تست سایر قطعات صنعتی

مزایای روش Phased Array

  • ﺩﺭ ﺍﺧﺘﻴﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻳﻚ ﺳﻨﺪ ﺩﺍﺋﻤﻲ ﺍﺯ ﻛﻠﻴﻪ ﻣﺮﺍﺣﻞ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﻭ ﺍﺳﻜﻦ
  • ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺗﺼﻮﻳﺮ ﻫﻤﺰﻣﺎﻥ B-Scan, C-Scan ﺩﺭ ﺻﻔﺤﻪ ﻧﻤﺎﻳﺶ
  • ﻧﻤﺎﻳﺶ ﺳﻪ ﺗﺼﻮﻳﺮ Top View, Side View ﻭ End View ﺍﺯ ﻋﻴﺐ
  • ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺑﺮﺭﺳﻲ ﺩﻗﻴﻖ ﻋﻤﻖ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﺎﭘﻴﻮﺳﺘﮕﻲ
  • ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺳﺮﻋﺖ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ
  • ﺍﻓﺰﺍﻳﺶ ﺿﺮﻳﺐ ﺍﻃﻤﻴﻨﺎﻥ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ
  • ﻛﺎﻫﺶ ﺣﺮﻛﺖ ﻣﻜﺎﻧﻴﻜﻲ ﭘﺮﺍﺏ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺑﺎ ﺣﺠﻢ ﺑﺎﻻ
  • ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺵ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﺩﻭ ﻃﺮﻑ ﻗﻄﻌﻪ ﻛﺎﺭ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﺮﺳﻲ ﺑﻪ ﻳﻚ ﻃﺮﻑ ﻗﻄﻌﻪ ﻛﺎﺭ ﻧﻴﺰ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ
  • ﺑﻪ ﺩﻟﻴﻞ ﻗﺎﺑﻠﻴﺖ ﻧﻔﻮﺫ ﺯﻳﺎﺩ ﺻﻮﺕ، ﺍﻣﻜﺎﻥ ﺑﺎﺯﺭﺳﻲ ﻗﻄﻌﺎﺕ ﺿﺨﻴﻢ ﻣﻴﺴﺮ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ.
  • فایل هر اسکن جداگانه بوده و قابلیت تغییر ندارد.
  • بجای استفاه از بایگانی فیلم میتوان فایلها را بصورت سی دی بایگانی نمود.
  • بازرسین میتوانند کل طول جوش را جهت تطبیق با نتایج ارائه شده مجددا تفسیر نمایند.

محدودیت های روش Phased Array

  • ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺵ ﻓﻘﻂ ﺑﺮﺍﻱ ﻣﻮﺍﺩﻱ ﻗﺎﺑﻞ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺍﻣﻜﺎﻥ ﻋﺒﻮﺭ ﺻﻮﺕ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.
  • ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺵ ﺟﻬﺖ ﻗﻄﻌﺎﺗﻲ ﺑﺎ ﺟﻮﺵ ﺷﻴﺎﺭﻱ ( Groove Weld) که ﺿﺨﺎﻣﺖ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺍﺯ ۶ ﻣﻴﻠﻲ ﻣﺘﺮ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﺩ.

استاندارد فارسی WAS D1. 1

استاندارد کاربردی  WAS نسخه فارسی

 

 

اینجا را کلیک کنید 👇👇👇👇👇👇

WAS D1. 1

فورمول های محاسباتی در تست ذرات مغناطیسی

مقدمه

 

چگالی شار مغناطیسی در بازرسی ذرات مغناطیسی با تنظیم آمپر کالیبره می گردد .

 

برای رسیدن به آمپر مناسب فورمول های خاصی تعریف شده است .

طول و قطر قطعه ( نسبت طول به قطر  ) در اکثر فورمول ها کاربرد دارد .

در روش هایی مثل میدان القایی ( کویل ) ، طول قطعه یعنی ابتدا تا انتهای راستای میدان مغناطیسی  در قطعه ( برای هر کویل حداکثر 45 سانتیمتر ) و قطر یعنی قطری که عمود بر آن باشد .

تلرانس خطا در تست ذرات مغناطیسی 10% + - می باشد .

 

فرمول ها در آزمایش ذرات مغناطیسی

 

محاسبه آمپر برای کویل بر اساس طول و قطر قطعه و تعداد دور کویل

Amp coil


مساحت سطح مقطع داخلی کویل باید حداقل 10 برابر مساحت سطح مقطع قطعه باشد .

 

نسبت طول به قطر L /D قطعه باید بین 2 تا 15 باشد .

اگر L / D کوچکتر از دو باشد باید با اضافه کردن قطعه ای از جنس , و قطر قطعه اصلی به طول ، L / D  آن را حداقل به دو برسانیم . و اگر بزرگتر از 15 بود 15 در نظر گرفته می شود  .

 

N = تعداد دور در کویل

I = آمپر

L = طول قابل استفاده برای آزمایش (حداکثر 45 سانتیمتر، 22.5 سانتیمتر در هرطرف کویل)

D = قطر قطعه

قطر در قطعات گرد سوراخ دار با این فورمول مشخص می گردد      

 OD2 - ID2)1/2 ) 

 OD قطر خارجی و ID قطر داخلی می باشد .

در قطعات تو خالی که سطح مقطع گرد ندارند با این فرمول مشخص می گردد  

  At - Ah / P)1/2  )  ضربدر2

که At مساحت سطح مقطع قطعه و Ah مساحت سطح مقطع سوراخ قطعه می باشد .

در صورتیکه قطعه مماس با سطح داخلی کویل باشد دو فرمول زیر استفاده می گردد .

 

 

1 - اگر L / D دو تا چهار باشد فورمول زیر عمل می گردد .

NI = 45000 / (L / D) or I = (45000 / (L / D)) / N

2 - اگر L / D  چهار به بالا باشد فورمول زیر عمل می گردد .

NI = 35000 / (L / D)+2 or I = (35000 / (L / D)+2) / N

اگر قطعه در وسط کویل باشد از این فورمول استفاده میشود .

NI = ( 1690 R ) / (( 6  L / D ) -5 )


R = شعاع کویل به میلیمتر

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

محاسبه آمپر برای عبور جریان ( میدان مدور ) بر اساس قطر قطعه

       (Current passing (field Circular

D = قطر قطعه به سانتیمتر

I = آمپر

K = عدد ثابت

 

تا قطر 12 سانتیمتر  K برابر 350 می باشد .

از قطر 12 تا 24 سانتیمتر  K برابر 250 می باشد .

از قطر 24 تا 36 سانتیمتر  K برابر 150 می باشد .

و قطر  36 سانتیمتر به بالا K برابر 45 می باشد .

I = D * K

اگر قطعه مورد آزمایش دارای قطرهای مختلف (اختلاف بیش از 10% )بود ، برای هر قطر ، آمپر جداگانه تنظیم و آزمایش انجام می گردد .

جهت میدان مدور عمود بر امتداد انتشار جریان الکتریکی می باشد و تابع قانون انگشت دست راستاست .

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

محاسبه آمپر برای میله مرکز ( القای میدان مدور )

Central Conductors

این روش برای قطعات رینگ شکل یا استوانه یا سوراخ دار می باشد .

D = قطر میله مرکزی به میلیمتر

A/mm = 12 to 32           I = D * A/mm

کمان قابل بازرسی چه در داخل و چه درخارج سوراخ 4 برابر قطر میله مرکز می باشد .

برای رویت ترک های سطح خارجی و داخلی جریان باید DC باشد .

جریان AC فقط سطح داخلی را نشان می دهد .

ترک های شعاعی و طولی در این روش قابل رویت هستند .

میله مرکز مماس بر سطح داخلی باشد .

میله مرکز باید هادی خوبی باشد .

قطر میله مرکز باید مناسب با آمپری باشد که از آن می گذرد .

 

 

نوشته شده توسط شاهین نیاورانی  | لینک ثابت | نظر بدهید

 

تست ذرات مغناطيسیشنبه بیستم شهریور ۱۳۸۹ 0:0

آموزش تست ذرات مغناطیسی          Magnetic Particle Test

 

 مقدمه

          روش تست ذرات مغناطیسی جهت آشکار سازی عیوب سطحی و نزدیک به سطح مواد مغناطیسی شونده (فرومغناطیسی) بکار می رود .

 

ذرات مغناطيسی يعنی دانه های بسيار ريز پودر آهن نرم  ( در حدود 3 تا 200 ميکرون ) که قابليت جذب شدن توسط ميدان مغناطيسی را دارد .

ذرات مغناطیسی

تئوری :

ميدان مغناطيسی بطور طبيعی در سطح وزيرسطح جاری می شود اگر شدت ميدان را طوری تنظيم کنيم که در سطح پيرامون کم باشد ، بعلت اثر پوسته ، در لبه های ابتدا و انتهای قطعه فوران ميدان مغناطيسی خواهيم داشت .

اگر در سطح یا زیر سطح ، درجهت غیر موازی بر امتداد انتشار خطوط مغناطيسی ، ناپيوستگی وجود داشته باشد به دليل اثر پوسته ٬ نشت ميدان مغناطيسی و اينکه نا پيوستگی ، دو سطح با قطب های غیر همنام می باشند اين نشتی به شکل پل مغناطیسی در محل ناپيوستگی بوجود می آید .

اگر ذرات مغناطیسی روی چنين سطحی پاشيده شود جذب ميدان نشتی (پل مغناطيسی) در محل ناپيوستگی خواهد شد و آن را قابل رويت می کند .

 

تعاريف مغناطیسم :

  • مـاده مغنـاطیسی 
    Magnetic material
     مواد مغناطيسی مانند آهن و نیکل و کبالت و بعضی آلیاژهای آنها جذب آهن ربا می گردند و یک میدان مغناطیسی اطراف آنها ایجاد می شود . هر مغناطیس دو قطب مثبت (+) و منفی (-) دارد. قطبهای مغناطیسی هم نام یکدیگر را دفع و قطبهای مغناطیسی غیرهمنام یکدیگر را جذب می کنند. مواد فرومغناطیسی موادی هستند که بشدت جذب میدان مغناطیسی میگردند. آنها را میتوان تبدیل به مغناطیس نمود و آزمایش پودر مغناطیسی برروی آنها انجام داد. در شکل زیر عوامل آهن ربا شدن مواد فرومغناطیسی نشانداده شده است که در نهایت دارای یک قطب شمال و یک قطب جنوب می گردند.

 

میدان مغناطیسی

Magnetic field

          هر ماده مغناطیسی شده دارای دو قطب مثبت و منفی است و همچنین اطراف ماده مغناطیسی شده میدان مغناطیسی که شامل خطوط میدان است وجود دارد. نام دیگر خطوط میدان Magnetic Flux Lines (خطوط شار مغناطیسی) می باشد .

 این خطوط را میتوان با قراردادن یک آهن ربا در زیر یک صفحه کاغذ که روی آن براده آهن وجود دارد ترسیم کرد . این خطوط از قوانین زیر تبعیت می نمایند:

  • جهت قراردادن شار مغناطیسی از قطب شمال به جنوب در خارج ماده مغناطیسی و از جنوب به شمال در داخل آن است.
  • خطوط شار مغناطیسی همدیگر را قطع نمی نمایند.
  • بطور جانبی یکدیگر را دفع می کنند.
  • در یک وضعیت کششی هستند.
  • جائیکه شدت میدان مغناطیسی بزرگتر است خطوط نیروی بیشتری موجود است.

جریان مغناطیسی :

Magnetic flow

مجموعه کل خطوط مغناطیسی موجود در یک میدان مغناطیسی را بنام فلوی مغناطیسی می نامیم.

چگالی میدان مغناطیسی :

density of the magnetic field

          مقدار شار یا فلوی مغناطیسی در واحد سطح مقطع که شار را قطع کند چگالی میدان مغناطیسی گویند .

 واحد آن تسلا می باشد که جانشین گوس شده است (تسلا 1 = 104 گوس) و آنرا با B  نشان می دهند.

نیروی محرکه مغناطیسی :

Magnetic the driving force

 نیروی کلی که تمایل به ایجاد فلوی مغناطیسی در یک مدار آهن ربائی دارد را نیروی محرکه مغناطیسی می نامند .

 مقدار آن از حاصلضرب شدت جریان در تعداد حلقه های سیم پیچ به دست می آید.   و آن را با Ө نشان می دهیم .                

 Ө = I. N    

 I   شدت جریان بر حسب آمپر و N   تعداد دور سیم پیچ و Ө نیروی محرکه مغناطیسی بر حسب آمپر دور می باشند.

 

 

مدار آهنربائی در تست ذرات مغناطيسی به دو صورت می باشد .

1- سيم پيچ 

يا 

2- عبور جريان از يک هادی 

نیروی محرکه مغناطیسی در اولی بر حسب آمپر در تعداد دور سيم پيچ و در دومی بر حسب  آمپری که از قطعه می کذرد  محاسبه می گردد .

اندازه شدت میدان مغناطیسی :

Measured magnetic field strength

  از تقسیم نیروی محرکه مغناطیسی ( Ө) به طول متوسط خطوط میدان (L ) بدست می آیدو با H   نمایش داده می شود و واحد آن آمپر بر متر است.

 H = IN / L

در تست ذرات مغناطيسی اگر نيروی محرکه پيچه باشد L به طول خطوط ميدان در سطح جانبی گفته می شود .  

اگر نيروی محرکه، عبور جريان باشد L به طول خطوط ميدان درمحيط سطح مقطع گفته می شود .

اين واحد در تست ذرات مغناطيسی کيلو آمپر بر متر( KA / M ) می باشد که برابر با 10 آمپر بر سانتيمتر است A /Cm ضربدر ۱۰ مقدار آن برابر است با 2 تا 5 واين مقدار ساده می شود به 20 تا 50 آمپر بر سانتيمتر 20 ~50 A/Cm

بوسیله دستگاه F S M با پراب اثر هال اين مقدار اندازه گیری می شود .

 

نفوذ پذیری : ( Permeability )

 قابلیت جذب میدان مغناطیسی در ماده که بیانگر قدرت مغناطیسی شدن می باشد را می گویند. بعبارتی سهولت در قابلیت مغناطیسی شدن میزان نفوذ پذیری را نشان می دهد .

 آهن نرم و فولاد های کم کربن براحتی مغناطیسی شده (با نیروی محرکه مغناطیسی کم) بنابراين نفوذ پذیری زیادی دارند ولی خاصیت مغناطیسی خود را هم زود از دست می دهد يعنی پسماند مغناطيسی کمی دارند و برعکس مواد مغناطیسی با نفوذپذیری کم مانند مونل ، بسختی مغناطیسی شده (با نیروی محرکه مغناطیسی زياد)  ولی قابلیت نگهداری خاصیت مغناطیسی آنها بالاست يعنی پسماند مغناطيسی زياد دارند. از همین رو آهنربای نعلی شکل از مواد سخت (فولاد سخت) ساخته می شود.

اشباع :

Saturation magnetization

 اشباع مرحله ای است که هر افزایش در نیروی محرکه مغناطیسی (H) به قطعه تغییری در شدت میدان مغناطیسی B ایجاد نمی کند.

 

نگهدارندگی : ( Retentively )

 درجه قابلیت نگهداری خاصیت مغناطیسی در مواد فرومغناطیسی را گویند.

رابطه بین نیروی محرکه H و چگالی شار میدان B:

          اگر یک ماده مغناطیس شونده ای که خاصیت مغناطیسی در آن وجود ندارد را در یک سیم پیچ (کویل) قرار داده و جریان مستقیمی (DC) در کویل اعمال کنیم بطوریکه جریان از صفر شروع شده (آمپر ) و بطور پيوسته و با نرخ معین افزایش یابد منحنی فوق بدست می آید

نتیجه حاصل از گراف فوق :

با افزایش نیروی مغناطیس کننده، شار جریان یافته خطوط میدان در ماده افزایش می یابد تا به نقطه اشباع برسد.

نکته :اگر در ماده خاصیت مغناطیسی قبلی وجود نداشته باشد به گراف فوق، گراف بکر (Virgin) گفته می شود.

منحنی فوق میزان ماکزیمم دانسیته شار مغناطیسی را که می تواند در ماده جاری شود را بیان می کند. با کاهش تدریجی نیروی مغناطیسی کننده، دانسیته شار میدان نیز کاهش می یابد ولی به صفر نمی رسد و به مقدار میدان مغناطیس باقی مانده در ماده، پسماند مغناطيسی کويند.

قدرت نگهداری (Retentively Power)

به قابلیت نگهداری یک مقدار مشخص پسماند مغناطیسی در مواد گفته می شود.

نکته : مواد با قابلیت نفوذپذیری کم (ماده سخت) دارای قدرت نگهداری بالائی هستند.

با توجه به گراف فوق، اگر نیروی مغناطیس کننده بطور معکوس اعمال شود (همانند استفاده از جریان متناوب) بصورت تدریجی و در جهت مخالف افزایش یابد، دانسیته شار مغناطیس باقی مانده کاهش می یابد تا به صفر (نقطه C) برسد که این امر با اعمال یک نیروی مغناطیس کننده از نقطه 0 تا c ایجاد می گردد.

با اجرای عملیات فوق ، ماده عملاٌ از حالت مغناطیسی خارج شده (de magnetized) و ما می توانیم نیروی مغناطیس کننده لازم برای اینکار را محاسبه کنیم.

تعریف نیروی مغناطیس کننده معکوس : نیروی مغناطیس کننده معکوس (Coercive Force) به منظور از بین بردن مغناطیس باقیمانده در ماده بکار میرود.

نکته : مواد مغناطیسی سخت نیاز به نیروی مغناطیس کننده بیشتری جهت از بین بردن مغناطیس باقی مانده در ماده دارد .

فولادها دارای پسماند مغناطيسی نسبتاً بالائی هستند.

محدوده بین o-c نشانگر نیروی لازم برای از بین بردن مغناطیس باقی مانده در قطعه است.

محدوده بین o-b نشانگر میزان مغناطیس باقی مانده در ماده است . (یا قابلیت نگهداری خاصیت مغناطیسی در ماده)

در صورتیکه نیروی مغناطیس کننده از نقطه c بیشتر شود، دانسیته شار مغناطیسی تا نقطه اشباع زیاد می شود ولی در جهت معکوس (نقطه d)

اگر مجدداً ، نیروی مغناطیسی را تا نقطه صفر کاهش تدریحی دهیم ، نقطه e تا o نشانگر میزان مغناطیسی باقی مانده در جهت مقابل است.

با افزایش نیروی مغناطیسی در جهت اصلی، یک چرخه (loop) کامل ایجاد می شود. باید توجه کرد که منحنی خط چین دیگر دنبال نمی شود و به آن منحنی اصلی یا اولیه گفته می شود.

نقطه بین f تا o نشانگر مقدار نیرویی است که لازم است تا مغناطیس باقی مانده در جهت مخالف نیز از بین برود.

نکته : نیروی مغناطیس کننده لازم جهت مغناطیس زدائی در جهت اصلی و جهت عکس با هم برابرند و فقط علامت آنها با هم فرق می کند. (یکی مثبت و دیگری منفی)

به منحنی بسته فوق منحنی هیستریسیز (Hysteric's loop) گویند.

 

تعریف مقاومت مغناطیسی (Reluctance)

 مقاومت ماده در مقابل نیروی مغناطیس کننده را گویند.

نکته : پهنای منحنی هیستر یسیز در مواد سخت بیشتر از مواد نرم است چون نیروی مغناطیس کننده لازم برای برطرف کردن مغناطیس باقی مانده در مواد سخت بیشتر است و علت آن بیشتر بودن میزان این مغناطیس باقی مانده می باشد

نتیجه گیری :

1- مواد با قابلیت نفوذ کم       به سختی مغناطیس میشود.

 2- مواد با قابلیت نگهداری زیاد مغناطیسی        منجر به باقی ماندن میدان مغناطیس قوی تر می شود.

 3- نیروی مغناطیس کنندگی بالا       نیاز به نیروی مغناطیس معکوس زیاد برای برطرف کردن مغناطیس باقی مانده دارد.

4- مقاومت مغناطیسی بالا        مقاومت زیاد در مقابل نیروی مغناطیس کننده دارد.

 5- مغناطیس باقی مانده زیاد       باقی ماندن میدان مغناطیسی قوی تر را موجب شود.

نکته : مواد مغناطیسی سخت ، مقاومت مغناطیسی بالائی دارند لذا نیاز به نیروی مغناطیس کننده قوی تر داشته و به طبع مغناطیس باقی مانده در آنها قوی تر است و نیاز به نیروی مغناطیس زدای قوی تری هم دارند.

مغناطیسی کردن و اثر ناپیوستگی های مواد :

effects of magnetic material discontinuities


 جهت میدان مغناطیسی در یک مدار الکترومغناطیسی بستگی به جهت جریان در آن مدار داشته و خطوط میدان همیشه بر امتداد جریانی که از یک رسانا می گذرد عمود می باشد. رابطه بین جهت میدان و جریان نیز از روی قانون ساده انگشتان دست راست تعیین می شود.

 
جریانی که از یک ماده رسانای مستقیم مثل سیم یا میله میگذرد؛ در حول آن میدان مغناطیسی مدور ایجاد می کند و اگر رسانا از نوع فرومغناطیسی باشد، جریان الکتریکی در درون آن نیز ایجاد میدان خواهد کرد. بنابراین قطعه ای که به روش بالا مغناطیس شود دارای میدانی مدور مطابق شکل  خواهد بود.

 


جریان الکتریکی را میتوان برای ایجاد میدانهای طولی در قطعات نیز مورد استفاده قرارداد. در این حالت رسانای جریان به صورت سیم پیچی مرکب از یک یا چند دور در می آید که قطعه را احاطه کرده و جریان گذرا از آن ، در قطعه میدانی خطی مطابق شکل ایجاد می کند.

 

اثر ناپیوستگی های مواد :

Discontinuities of material


 زمانی که یک میله مغناطیسی بدونیم می شود هر قسمت بطور مجزا دارای دو قطب S,N می شوند و در صورت چسباندن آنها از دو سر غیرهمنام، قطبها بطور کامل از بین نرفته و یک نشتی در ناحیه اتصال باقی خواهد ماند.

نشتی مغناطیسی در حقیقیت یک شکست یا ناهماهنگی در مدار مغناطیسی است.

 

 

همچنین اگر تکه ای از ماده مغناطیسی جدا شود خطوط نیرو از میله جدا شده و از طریق هوا از یک قطب به قطب دیگر وارد می شود. آزمایش پودر مغناطیسی برنشت مغناطیسی تکیه دارد. که در حقیقت سطح قطعات فرومغناطیسی را که هر گونه عیوب و نواقص سبب نشت شار مغناطیسی می شود را می توان بازرسی نمــود.

تعیین نشت فلوی مغناطیسی در آزمایش ذرات مغناطیسی به عوامل زیر بستگی دارد:

1- انـدازه ترک        

2 - شکل  ترک        

3- حجم   ترک        

4- جهـت  ترک

5- فاصـله ترک تا سطح               

6- نفوذپذیری قطعه


قابلیت آزمون ذرات مغناطیسی ، برای عیب یابی ، بستگی به جهت عیوب نسبت به میدان القاء شده در قطعه  داشته، و در حالیکه عیب عمود بر امتداد میدان باشد از بیشترین کارآئی برخوردار خواهد بود. این مسئله در شکل زیر نشان داده شده است.  

 

برای آگاهی از وجود تمام عیوب یک قطعه ، معمولاً لازم است آنرا بیش از یکبار مغناطیس نمائیم. 

برای قطعات به اشکال نسبتاً ساده اینکار به این ترتیب عملی می شود که برای تعیین عیوب طولی قطعه ، نخست میدان مغناطیسی دوار در آن ایجاد شده و سپس قطعه مغناطیس زدائی و با استفاده از جریان حلقوی و القاء میدان طولی در آن ، عیوب غیرطولی آن نیز آشکار سازی می شود.

شکل زیر میله ای را که عیوب آن دارای امتدادهای مختلف اند نشان میدهد، با عبور جریان در این میله،فقط عیوب طولی آن قابل آشکارسازی خواهد بود.

 

 

 هنگامیکه شکل قطعه پیچیده باشد، میدان های مغناطیسی الفاء شده در آن دچار اعوجاج شده و معمولاً ترکیبی از دو میدان دوار و طولی را در پی خواهد داشت.

ذرات مغناطیسی :

Magnetic particles

ذرات مغناطیسی مورد نیاز برای بازرسی را میتوان از هر ماده فرومغناطیسی دارای پسماند کم تولید نمود. این ذرات معمولاٌ از پودر نرم اکسیدها و یا فلزات مورد نظر انتخاب شده و بسته به نحوه اعمال آنها به دو گروه تر و خشک تقسیم می شوند، در حالیکه ذرات خشک در هوا یا گاز منتقل می شوند ، ذرات تر در دوغابی از یک مایع ناقل به نمونه عرضه می گردند.

برای پاشیدن پودر از یک دمنده مکانیکی پودر یا افشانک لاستیکی استفاده می شود. در اعمال پودر بر سطح قطعه باید دقت لازم معمول شده و از پاشیدن مستقیم آن با فشار باید پرهیز شود، زیرا در این شرایط دانه های پودر، آزادی جذب شدن بوسیله تمام میدانهای نشتی را نخواهند داشت. از این جهت سعی می شود دانه ها بصورت ابری یکنواخت به سطح قطعه مغناطیس شده نزدیک شوند.

در حالیکه از روش بازرسی با پودر خشک استفاده شود، عاری بودن قطعه از چربی و دیگر لایه ها و مواد چسبنده حائز اهمیت می باشد، زیرا پودر می تواند بوسیله این مواد جذب شده و نشانه های کاذبی در ارتباط با وجود عیوب ایجاد نماید. برای سهولت مشاهده ، ذرات پودر در رنگهای متعدد که متداولترین آنها قرمز، زرد و سیاه است عرضه می شوند.

همچنین پودرهای خشک با پوشش دارای خاصیت فلورسانس نیز مورد استفاده قرار میگیرند، در این صورت لازم است برای مشاهده سطح از نور فرابنفش استفاده شود. هر چند افزایش مواد رنگی به پودر از حساسیت روش بازرسی میکاهد؛ ولی مشاهده پودر رنگی ممکن است در مقایسه با پودرهای سیاه مثل پودر Fe3O4 راحت تر باشد. انتخاب پودر، در هر مورد، بستگی به طبیعت سطح قطعه خواهد داشت.

 آزمون با پودر خشک همراه با تجهیزات مغناطیسی کردن قابل جابجائی  بسیار کارآمد و برای آشکارسازی عیوب از قابلیت بالائی برخوردار می باشد، (به خصوص اگر سطح قطعه تا حدی ناصاف باشد) همچنین حساسیت آن برای تشخیص عیوب زیر سطحی از روش پودر تر بیشتر می باشد.

پودر تر معمولاً برای تجهیزات ثابت مورد استفاده قرار می گیرد . مایع ناقل یک فرآورده نفتی سبک مانند کروزن است ، هر چند می توان از آب هم استفاده نمود. ذرات معمولاً در رنگهای سیاه یا قرمز و یا پوردهای آبی و یا زرد متمایل به سبز دارای خاصیت فلورسانس عرضه می شوند.

 

 ذرات تر دارای تحرک بیشتری، در مقایسه با پودر خشک، بوده و اعمال آنها نیز ساده تر می باشد. با توجه به اینکه ماده ناقل پایه نفتی دارد. وجود چربی در روی سطح مسئله چندانی ایجاد نمی کند ، در عین حال باید تمهیدات لازم در خصوص خطرات آتش گیری و سمیت مورد توجه قرار گیرد. به علاوه، حمام مایع باید بطور مداوم بهم زده شود تا آزادی حرکت ذرات و همگنی مایع حفظ گردد. تمیز کردن منظم مخزن فوق، به منظور حذف آلودگیها ، نیز باید مدنظر باشد.

 

 روش بازرسی پودر تر، به خصوص هنگامی که از پودر خاصیت فلورسانس و نور فرابنفش استفاده شود، دارای حساسیت بسیار بالائی خواهد بود. 

هر چند که اندازه و شکل واقعی ذرات پودر بستگی به سیاستهای خاص تولید کنندگان دارد، ولی لازم است از مزایا و محدودیت های مرتبط با این پارامترها اطلاع حاصل شود.

اندازه دانه ها – ذرات درشت برای پل زنی حفره ها و ترکهای بزرگ مناسب تر از ذرات ریز می باشند، در حالی که ذرات ریز برای آشکار سازی عیوب کوچک حساسیت بهتری دارند . 

دلیل این مسئله را باید در عدم جذب ذرات درشت در میدانهای نشتی ضعیف جستجو کرد؛ در حالیکه ذرات ریز بسادگی به تله میدانهای نشتی ضعیف می افتند. 

البته چسبیدن دانه های ریز به اثرات انگشت، مناطق خاک آلود و سطوح ناصاف نیز محتمل می باشد که این مساله نیز در آشکار شدن نشانه کاذب و مبهم شدن موقعیت عیوب واقعی می تواند موثر واقع شود.

ذرات دراز و باریک قابلیت قطبی شدن بیشتری نسبت به دانه های کروی برخوردار بوده و بنابراین قادرند ترکها و عیوب قطعه را راحت تر مشخص نمایند، البته قابلیت تحرک این ذرات بخصوص اگر بهم چسبیده و دسته شوند کمتر از پودرهای کروی می باشد. قدرت تشخیص عیوب و درجه حساسیت بازرسی را میتوان با مخلوط سازی پودر کروی و دراز (سوزنی) افزایش داد.

مشخصات دستگاههای آزمایش مغناطیسی

این دستگاهها می تواند به 3 دسته تقسیم گردد:

  1. قابل حمل YOKE
     
  2. متحرک    PROD
     
  3. نصب شده یکپارچه (ایستگاهی ) Bench Type

الف - تجهیزات قابل حمل

آهنربای دائمی

Permanent magnet

آهنربای دائمی بین دو قطب خود یک میدان مغناطیسی طولی ایجاد می کند. نوع جدید آن آهنربائی نعلی شکل است که بازوهای آن قابل تنظیم و انتهای قطب آن نیز از نظر هندسی قابل تغییر است. قابلیت عیب یابی آن وقتی که عیوب عمود بر فلو (90 درجه) باشد مطلوب است.

 

آهنربای الکتریکی(YOKE)

 

 

 برای کاهش اتلاف جریان سرگردان، آهنربای الکتریکی را از ورقهای نرم آهن می سازند. مخصوصاً اگر از جریان متناوب مورد استفاده قرار گیرد. پایه ها دارای مفصل هستند تا در سطوح ناهموار نیز قادر به ایجاد تماس باشند. این آهنربای الکتریکی یک میدان طولی ایجاد می کند .

فوائد

محدودیت

با AC و DC کار می کند

به تغذیه برق نیاز دارد

قدرت میدان مغناطیسی قابل کنترل است

فقط میدان طولی ایجاد می کند

از شبکه برق می تواند مستقیم تغدیه گردد

با ولتاژ معینی کار می کند

با خاموش و روشن کردن دستگاه می توان به آسانی آنرا در محل آزمایش حرکت داد

قطبهای دستگاه پودر مغناطیسی را جذب می کند

به قطعه کار آسیب نمی رساند

پایه ها باید سطحی برای تماس داشته باشند

با AC می توان مغناطیس زدائی نمود

 


ب -آزمایش سیخک (PROD) :

 

          این دستگاه آزمایش آمپری زیادی را به قطعه کار جهت تولید میدان مغناطیسی مدور در قطعه می فرستد . شدت جریان زیاد می تواند سبب ایجاد قوس بین سطح قطعه کار و سیخک (الکترود) شود.

سطح تماس باید بدقت تمیز گردد و سیخک باید از جنسی انتخاب گردد که قطعه کار را آلوده و کثیف نکند. 


دستگاه آزمایش کویل : 
Coil testing machine

 در این روش هادی حامل جریان ، بدور قطعه کار پیچیده شده و تولید میدان مغناطیسی طولی می کند که قادر است نواقص موازی آن را آشکار کند. 

 

 

هندبوک تست ذرات مغناطیسی ASNT MT

 

شرح :

هندبوک تست ذرات مغناطیسی ASNT MT :  تست ذرات مغناطیسی (MT) یکی از روشهای NDT جهت تشخیص ترک و دیگر ناپیوستگیهای سطحی و زیر سطحی در مواد فرومغناطیس میباشد. در این روش حداکثر حساسیت تست در سطح قطعات بوده و با افزایش عمق عیوب به مراتب از حساسیت تست کاسته میشود. چگونگی تشخیص عیوب در روش تست ذرات مغناطیسی (MT) بدین ترتیب است که هنگام تشکیل یک میدان مغناطیسی در قطعه عیوبی که در جهت عمود بر میدان قرار گرفته اند باعث انحراف و پیچیدگی خطوط میدان مغناطیسی شده و یک نشتی در آن منطقه ایجاد میکنند. مقداری از ذرات پودر آهن اعمال شده بر روی قطعه در محل نشتی میدان تجمع پیدا کرده و علائمی را تشکیل میدهند که نمایانگر محل، شکل و اندازه ناپیوستگیها میباشد. برای تست عیوب سطحی و زیر سطحی تست ذرات مغناطیسی(MT)کاربرد فراوان دارد. این روش بخاطر قابلیت آن در پیدا کردن عیوب زیر سطحی که به سطح راه پیدا نکرده اند در مورد مواد فرو مغناطیسی ، ترجیح داده می شود بخاطر وجود این مزیت نسبت به تست مایعات نافذ، برای تمام مواد فرومغناطیسی استفاده از روش تست ذرات مغناطیسی روش مرسومی می باشد. عمده کاربرد صنعتی تست ذرات مغناطیسی در تست  نهایی، حین فرآیند ، کنترل کیفی ، تعمیرات و نگهداری ماشین آلات و در صنایع ، سایت ها  و بازرسی قطعات بزرگ میباشد. آزمون ذرات مغناطیسی، روش حساسی برای شناسایی عیوب سطحی و برخی عیوب نزدیک به سطحی قطعات فرو مغناطیسی است. با مغناطیسی نمودن یک قطعه فرومغناطیسی، ناپیوستگی مغناطیسی که تقریباً در راستای عمود بر جهت میدان مغناطیسی واقع است، موجب ایجاد یک میدان نشتی قوی می‌شود. این میدان نشتی در رو و بالای سطح قطعه مغناطیس شده حضور داشته و می‌تواند توسط ذرات ریز مغناطیسی آشکار شود. پاشیدن ذرات خشک یا ذرات مرطوب با یک مایع محلول بر روی سطح قطعه، موجب تجمع ذرات مغناطیسی روی عیب خواهد شد. 

 

قالب بندی : PDF

تعداد صفحات : ۱۸۵

حجم : ۵۷MB

لینک دانلود

بازرسی به روش التراسونیک Phased Array

 

بر روی  دانلود کلیک کنید 

 

 

                                                دانلود

 

AWS D1.1 ویرایش2015

باز هم افتخاری دیگر نصیب ما شد تا جدیدترین ویرایش استاندارد AWS D1.1 که در سال 2015 منتشر شده است را به صورت رایگان در اختیار شما عزیزان قرار دهیم. تغییرات در این ویرایش نسبت به ویرایش 2010 تقریبا زیاد هست و عزیزانی که با این استاندارد کار می کنند حتما  جدولی که در ابتدای استاندارد اومده و تغییرات از ویرایش 2010 به ویرایش 2015 رو ذکر کرده، مرور کنند. همچنین جدول معروف 6.1 که مربوط به تست های VT،PT و MT هست یک تغییر عمده ای کرده و ستون Tublar کلا برداشته شده و در جدول دیگری آمده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

- به دلیل به روز بودن وبلاگ از سایر قسمت ها هم بازدید کنید.

اروگونومی  در جوشکاری

ارگونومی یا همان مهندسی فاکتورهای انسانی، علمی ترکیبی است که سعی دارد ابزارها، دستگاه ها، محیط کار و مشاغل را با توجه به توانایی های جسمی, فکری و محدودیت ها و علائق انسانها، طراحی نماید. این علم با هدف افزایش بهره وری، با عنایت بر سلامتی، ایمنی و رفاه انسان در محیط، شکل گرفته است. همچنین این علم در تلاش است بجای متناسب سازی انسان با محیط، محیط را با انسان متناسب سازد. در این راستا، سازمان بین المللی کار ، واژه ارگونومی را به معنای متناسب کردن کار و شغل برای انسان تعریف کرده است.

 

جوشکاری شغلی است که می تواند باعث کار در پوسچرهای نامطلوب و حمل تجهیزات سنگین گردد. در حین جوشکاری معمولاًَ فشار زیادی روی بازو و شانه ها وارد می گردد. فرآیند جوشکاری دارای خطرهای اختلالات اسکلتی عضلانی نظیر پوسچرهای نامطلوب، بلند کردن تجهیزات و مواد سنگین و پوسچر نامناسب مچ و ... می باشد. در ایالت واشنگتن رگ به رگ شدن اعضا بیش از یک سوم غرامتهای کارگری را در میان جوشکاران درسالهای 2000-1994 تشکیل داده است. آسیب به پشت، گردن و شانه همراه با بازو و دست بیش از نیمی از صدمات جوشکاران واشنگتن را تشکیل می دادند. طبق آمارهای اعلام شده درصد صدمات وارده به اعضاء مختلف به صورت زیر بوده است:

 

1- پشت/گردن/ شانه 28%

 

2- دست / بازو 26%

 

3- پا 20%

 

4- گوش 11%

 

5- سایر قسمتها 15%

 

 

 

 

 

 

 

- به دلیل به روز بودن سایت از سایر قسمت ها هم بازدید کنید.